خرید بک لینک
دارم به عقب برمیگردم.یک حس بیگانه ای دارم.من خود،حس بیگانه هستم.من وجود ندارم.آدم نیستم.انرژی ام.حسی در گذر.دارم خواب می بینم که آدم هستم.به قطار آدم هایی نگاه می کنم که دارند از رو به رو می آیند.یکی یکی،سرازیر می شوند.دلم می خواهد در زندگی بعدی ام آن دختر 15 ساله ریز نقش باشم.شانه هایم سنگینی می کنند.شانه ی سمت چپ ام بیشتر.در خیابان های نیوساوجلباغ قدم می زنم.نمی شود گفت قدم،بیشتر به عبوری با عجله شباهت دارد.در خیابان ها مراسم باستانی را اجرا می کنند.شهر شلوغ است.به این فکر می کنم که اگر به زندگی ام پایان بدهم چه می شود؟ این همه آدم برای چه چیزی زندگی می کن

برچسب: یکتا ناصر,یک,یک مووی,یکشنبه غم انگیز,یکی بود یکی نبود,یک پزشک,یک خانواده محترم,یکم یکم ساسی,یک حبه قند,یک قرون, نویسنده: مهدی بختیاری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 0:09

اینجا همه چی عینه قدیمه چیزی فرق نکرده ولی الله کریمه

+حصین

برچسب: پست موقت,پست موقت به انگلیسی,پست موقت در اینستا,پست موقت اینستاگرام,پست موقت سازمانی,پست الکترونیک موقت,پست الکترونیکی موقت,پست خداحافظی موقت, نویسنده: مهدی بختیاری تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 13:35

صفحه بندی